درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ به خاطر بابای مهربونم که عمرشو صرف تعلیم وتربیت دانش آموزان وما کرد تا همه دکتر ومهندس بشویم .روحش همیشه شاد. به خاطر اینکه چون سکته قلبی ناگهانی ما را ترک کرد و ما را تنها گذاشت. من سعی کردم تمام علائم و راهکارهای آن را برای استفاده در دسترس همگان بگذارم به امید روزی که هیچ بابا ومامانی ناگهانی بچه هاشونو ترک نکنند و سایه آنها سالهای سال بالای سربچه هاشون بموند.هر کسی که از مطالب وبلاگ استفاده می کند یک فاتحه هم برای بابام بخوند.ممنون ."بابا خیلی خیلی خیلی دوستت دارم."
آخرین مطالب
پيوندها

غلام_افرا
علمی / مذهبی /تاریخی

دانشمندان آمریکایی برای نخستین بار با مشاهده فعالیت مغزی موش های در حال مرگ دریافتند آن ها نیز مانند انسان تجربه نزدیک به مرگ دارند.

به گزارش ایرنا ، داستان های بسیاری از زمان افلاطون وجود دارد که بازگو کننده تجربیات نزدیک به مرگ در انسان است. نکته مشترک تمام این تجربه ها دیدن بدن از بالا و عبور از یک تونل تاریک است که در آن سوی تونل نور روشنی دیده می شود. همچنین اکثر آن ها از یک آرامش درونی به هنگام دیدن تونل یاد می کنند. محققان و پژوهشگران دانشگاه میشیگان آمریکا با بررسی سیگنال های مغزی ۹ موش که با ایست قلبی بیهوش شده بودند ، دریافتند تجربه نزدیک به مرگ از روی فعالیت مغز و ارتباطات عصبی هشیاری حتی پس از قطع جریان خون مغزی در انسان و حیوان قابل شناسایی است.این نخستین بار است که فعالیت مغز به هنگام مرگ بر روی حیوانات بررسی می شود.

محققان حدود ۳۰ ثانیه پس از آنکه قلب موشها متوقف شد، همه حیوانات امواج مغزی همگام شده ای داشتند که ویژگی مغز هوشیار است. موشهایی که با مونوکسید کربن دچار احتناق شده بودند نیز الگوهای مشابهی از فعالیت مغزی داشتند. آن ها به هنگام فعالیت های مغزی موش در حال مرگ سطح بالایی از فرکانس گاما را مشاهده کردند که نشان می دهد از نظر علایم الکتریکی در حالت تجربه نزدیک به مرگ ، سطح فرکانس گاما نسبت به حالت هوشیاری بیشتر است.
این تحقیق همچنین نشان می دهد در مراحل اولیه مرگ بالینی، مغز قادر است فعالیت مغزی اش را به خوبی سازمان دهی کند.تجربه نزدیک به مرگ در ۲۰ درصد از کسانی که از حمله قلبی نجات یافته اند گزارش شده است و معمولا به صورت خروج روح از بدن دیده می شود.

article-2390236-13F0A303000005DC-464_634x546

مطالعه دانشمندان نشان می دهد که کاهش اکسیژن در طی ایست قلبی باعث تحریک فعالیت مغز در طی مکانیسم هوشیاری یا ابرهوشیاری می شود.

پیش از این دانشمندان این اتفاق را به فرآیند های فیزیولوژیکی بدن مربوط می دانستند اما با بررسی های انجام شده بر این باورند که فعالیت های غیرعادی مغز ناشی از کاهش جریان خون در مغز است. محققان امیدوارند بتواند با تغییر نوسانات گاما در مدت زمان مشابه در انسان، تجربیات نزدیک به مرگ را بررسی کنند و پاسخ سوالات خود را بیابند.

Read More : http://www.dailymail.co.uk/sciencetech/article-2390236/Near-death





 

ساخت نانودارویی برای کاهش انسداد رگ‌ها


محققان، نانودارویی ساختند که می‌تواند انسداد رگ‌ها را کاهش دهد. بسیاری از بیمارانی که دچار حمله قلبی شده‌اند مجدداً به این مشکل دچار می‌شوند. با این نانودارو می‌توان خطر حمله قلبی را کاهش داد.

به گزارش سرویس فناوری ایسنا، نتایج یافته‌های اخیر محققان مونت‌ سینای نشان می‌دهد که نانودرمانی می‌تواند موجب ممانعت از رشد پلاکت‌ها در سرخرگ‌ها شود با این کار احتمال التهاب رگ‌ها و خطر حمله قلبی به شدت کاهش می‌یابد.

جان تنگ از محققان این پروژه می‌گوید: «ما موفق شدیم روشی برای جلوگیری از تکثیر سلول‌ها در رگ‌های موش ارائه کنیم که می‌تواند برای رگ‌های انسان نیز به کار گرفته شود. مسدود شدن رگ‌ها یکی از عوامل مرگ و میر در جهان است. استفاده از نانودارو برای ممانعت از انسداد رگ‌ها می‌تواند خطر حمله قلبی را کاهش دهد.»

محققان این پروژه نشان دادند که در راهبرد نانودارویی می‌توان از کلسترول خوب یا HDL استفاده کرد. کلسترول خوب در تمام بدن به حرکت درمی‌آید. این گروه تحقیقاتی نانوذراتی موسوم به S-HDL ساختند که ماکروفاژهای موجود در بدن را هدف قرار می‌دهد. این ماکروفاژها موجب تکثیر پلاکت‌ها شده و در نتیجه التهاب را افزایش می‌دهند. این افزایش التهاب در نهایت موجب افزایش بروز حمله قلبی می‌شود.

بیمارانی که دچار حمله قلبی شده‌اند معمولاً در معرض حمله مجدد قلبی هستند به طوری که 20 درصد از این بیماران در طول سه سال بعد از حمله قلبی دوباره دچار سکته می‌شوند. نتایج آزمون‌های انجام شده روی این نانودارو نشان می‌دهد که موش‌هایی که از این دارو استفاده کرده‌اند، مقدار انسداد و التهاب در رگ‌های آن‌ها کاهش یافته است.

ویلیام مولدر از محققان این پروژه می‌گوید: «این نانودارو موجب کاهش تکثیر ماکروفاژها در رگ‌ها می‌شود. نتایج کار ما نشان داد که این نانودارو نه تنها موجب کاهش تجمع ماکروفاژها می شود بلکه مقدار بیان ژن مرتبط با التهاب را نیز کاهش می‌دهد. محققان این پروژه امیدوارند که این روش که در حال حاضر روی حیوانات مورد آزمایش قرار گرفته، برای انسان نیز به کار گرفته شود.»

نتایج این پژوهش در نشریه "Science Advances " منتشر شده است.





جداسازی دی‌اکسیدکربن از هیدروژن با غشای نانوکامپوزیتی


به گزارش خبرنگار پژوهشی ایسنا، سیدعلی قدیمی، دانشجوی دوره دکتری مهندسی شیمی دانشگاه علم و صنعت ایران این طرح را در قالب رساله دکتری خود با عنوان «جداسازی غشایی دی ‌اکسیدکربن از هیدروژن با استفاده از نانوکامپوزیت پلیمری و مدل‌سازی آن» با راهنمایی دکتر تورج محمدی و دکتر نورالله کثیری ارائه کرده است.

در این رساله برای ساخت غشاهای نانوکامپوزیت از روش ‌های سل-ژل و اختلاط محلول استفاده شده است. در روش اختلاط محلول برای بهبود پراکندگی نانوذرات SiO2 در ماتریس پلیمری از اصلاح فیزیکی و شیمیایی سطح نانوذرات استفاده شد. ویژگی‌های ساختاری غشاهای ساخته شده به کمک آزمون‌های SEM، DSC، FTIR(ATR)، DMTA، XRD و Tensileمورد ارزیابی قرار گرفتند.

بررسی‌های انجام شده نشان داد غشاهای نانوکامپوزیتی که با روش اختلاط محلول و اصلاح شیمیایی سطح نانوذرات SiO2 ساخته شده‌اند، در مقایسه با سایر غشاها دارای مشخصات ساختاری بهتری هستند. بنابراین از اصلاح شیمیایی سطح نانوذرات توسط اولئیک اسید (OA) برای حذف پدیده‌ کلوخگی در ساخت غشاهای نانوکامپوزیت استفاده شد.

برای بررسی بازده عملکردی غشاهای ساخته شده آزمایش‌های گاز خالص (CO2، CH4، N2 و H2) و مخلوط گازی (%20/%80 (H2/CO2)، %60/%40 (N2/CO2) و %20/%80 (H2/CO2)،) انجام شد. نتایج آزمایش‌ها نشان داد که حضور فاز غیرآلی در ماتریس پلیمری PEBA باعث ارتقای ویژگی‌های جداسازی غشاها شده است. به عنوان مثال، با افزایش درصد وزنی نانوذرات از صفر به هشت درصد گزینش‌گری ایده‌آل غشاها برای جفت گازهای CO2/H2، CO2/CH4 و CO2/N2 به ترتیب از (9، 18 و 61) به (17، 45 و 137) افزایش یافت.

به علاوه، یک مدل ریاضی صریح برای پیش‌ بینی پارامترهای انتقال (حلالیت، نفوذپذیری و تراوایی) در غشاهای نانوکامپوزیت بر پایه‌ تئوری حلالیت و نفوذ و مشاهدات تجربی توسعه یافت.

روابط ارائه شده توسط وَن ‌آمِرونگن و وَن ‌کرِوِلن با توجه به خصوصیات فیزیکی اجزا و دمای انتقال شیشه‌ای پلیمر برای تخمین ضرایب حلالیت و نفوذ در غشاهای تک ‌لایه مورد استفاده قرار گرفتند. ضرایب نفوذ و حلالیت در غشاهای نانوکامپوزیت سپس به مقادیر متناظر آنها در غشاهای تک لایه و خصوصیات ساختاری غشاهای نانوکامپوزیت ارتباط داده شد.

نتایج به دست آمده نشان داد که مدل ریاضی ارائه شده در این تحقیق به خوبی قادر به تخمین ضرایب حلالیت، نفوذ و تراوایی است، به عنوان مثال مقادیر تجربی و تخمین زده شده توسط مدل دارای ضریب همبستگی‌ 0.95، 0.97 و 0.96 به ترتیب برای حلالیت، نفوذ و تراوایی هستند.





 

استفاده از نانوکامپوزیت برای بازیافت اکسیژن داخل فضاپیما


به گزارش ایرنا از ستاد ویژه توسعه فناوری نانو، ناسا، دانشگاه تگزاس را به عنوان یکی از چهار موسسه همکار خود برای پروژه بهبود بازیافت اکسیژن و استفاده مجدد آن در فضاپیما انتخاب کرد. 

این فناوری برای سفر انسان به مریخ ضروری است. در این راستا، ناسا 513356 دلار به دانشگاه تگزاس برای همکاری در توسعه این برنامه پرداخت کرد.

دانشگاه تگزاس به همراه سه موسسه دیگر باید بتوانند کارایی بازیافت اکسیژن را به بالای 75 درصد برسانند.

برایان دنیس محقق ارشد این پروژه بوده با کریشنان راجشوار بر روی این پروژه کار خواهند کرد.

این گروه قصد دارند روی ساخت راکتور الکتروشیمیایی میکروسیالی برای جدا کردن اکسیژن از دی اکسید کربن کار کنند. این راکتور که قرار است در سال آینده ساخته شود اکسیژن را از هوای بازدم افراد داخل کابین جدا می کند.

دنیس گفت : بعد از 15 ماه کار روی فاز اول این پروژه، نمونه اول این دستگاه را به ناسا تحویل خواهیم داد. اگر برای فاز دوم نیز انتخاب شدیم، روی ساخت واحد اصلی کار خواهیم کرد که امیدواریم که این فناوری بتواند در ایستگاه بین المللی فضایی نصب شود.

دنیس اضافه کرد:این دستگاه از آب و دی اکسید کربن به عنوان مواد اولیه استفاده کرده تا اکسیژن و هیدروکربن هایی نظیر متان تولید کند. گازهای هیدروکربنی به بیرون از کابین فرستاده شده و اکسیژن برای تنفس مورد استفاده قرار می گیرد.

دنیس افزود: الکترود نانوکامپوزیتی ساختیم که با پتانسیل های بسیار پایین می تواند به سرعت اکسیژن ایجاد کند. این بدان معنی است که این نانوالکترود می تواند در زمان کم، با مصرف انرژی بسیار کم مقدار اکسیژن زیادی را تولید کند. مصرف انرژی در فضاپیماها اهمیت زیادی دارد زیرا انرژی در انجا از پنل های خورشیدی تامین شده و مقدار تولید انرژی کم است. بنابراین این دستگاه باید کوچک و کم مصرف باشد.

وی گفت :در حاضر از فناوری در ایستگاه های فضایی استفاده می شود که نرخ بازیافت آن 50 درصد است. با افزایش این نرخ می توان مقدار اکسیژن حمل شده را کاهش داد و به جای آن اسباب و تجهیزات مورد نیاز را به فضا منتقل کرد که با این کار زمان ماموریت های فضایی افزایش می یابد.





 

نانوصفحه در جذب گاز سمی

پژوهشگران دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر به بررسی تئوری اثر استفاده از نوعی نانوصفحه در جذب گاز سمی سیانوژن پرداختند. نتایج این تحقیقات جهت طراحی حسگرهای گازی برای شناسایی این گاز در محیط قابل استفاده خواهد بود.

به گزارش سرویس فناوری ایسنا، سیانوژن گازی بی‌رنگ با بوی بادام تلخ است که در جنگ‌ها استفاده می‌شود. این گاز سمی علائم گوارشی نظیر تهوع و استفراغ، تشنج، کما و گشادی مردمک و یا عدم پاسخ یا پاسخ کند مردمک به نور را به دنبال دارد.

در این تحقیق جذب سطحی این گاز از محیط، با استفاده از جاذب نانوصفحه‌ای بور نیترید مورد مطالعه قرار گرفته است. این محاسبات در سطح تئوری انجام شده است.

به گفته‌ دکتر مازیار نوعی، طبق نتایج حاصل شده نانو صفحات مذکور، جاذب خوبی برای گاز سمی سیانوژن بوده و می‌توان از آن در طراحی حسگرهای حساس به گاز، برای شناسایی و جداسازی این گاز سمی از محیط استفاده کرد.

نوعی در ادامه افزود: «در بخشی از این مطالعات، فرضیه‌ آغشته کردن(دوپ) نانوصفحات با عنصر سیلیسیم مطرح شد. محاسبات صورت گرفته نشان داد زمانی که این صفحات به عنصر سیلیسیم آغشته می‌شوند، میزان جذب گاز سیانوژن بر روی آن‌ها چندین برابر می‌شود. لذا برای بهبود عملکرد حسگرها می‌توان از نانوصفحات بور نیترید آغشته به سیلیسیم استفاده کرد.»

در این مدل سازی عوامل مختلف مؤثر بر عملکرد نانوصفحات در جذب همانند‌ نوع اتم‌ها و اندازه‌ صفحات مورد بررسی قرار گرفته تا بهترین نتیجه‌ ممکن در میزان جذب حاصل شود.

نتایج این تحقیقات در مجله‌ Indian Journal of Fundamental and Applied Life Sciences (جلد 5، شماره 1S، سال 2015، صفحات 5074 تا 5080) منتشر شده و دکتر مازیار نوعی- عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد ماهشهر- و مصدق ارجمند- دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران- در انجام آن همکاری داشته‌اند.





کشف اثرات یک ژن در بروز بیماری اسکیزوفرنی

دانشمندان دانشگاه لنکستر انگلستان برای نخستین بار نشان داده‌اند وجود اختلال در نوعی ژن کلیدی، می‌تواند در بروز اثرات اسکیزوفرنی بر روی مغز دخیل باشد.

به گزارش سرویس علمی ایسنا، ژن DISC1 یک مولفه خطر کلیدی برای بروز تعدادی از بیماری‌های روانی از جمله اسکیزوفرنی، افسردگی و اختلالات دوقطبی است. مطالعات تصویربرداری از مغز نشان داده‌اند این بیماری‌ها شامل تغییر در هر دوی ساختار و اتصالات مغز هستند.

در تحقیق جدید، بررسی ژنتیکی چندین نسل از یک خانواده اسکاتلندی که تحت تاثیر بیماری‌های روانشناختی بودند، نشان داد این بیمار‌ها با اختلال در ژن DISC1 مرتبط‌ هستند اما چگونگی این ارتباط هنوز مشخص نیست.

دانشمندان علوم اعصاب برای نخستین بار ثابت کردند اختلال در این ژن کلیدی، سازماندهی شبکه‌های کاربردی مغز را تا حد زیادی تغییر می‌دهد.

بر اساس یافته‌های جدید، اختلال در ژن DISC1، رخداد مولکولی کلیدی است که می‌تواند در ظهور تغییرات مغزی مرتبط با بیماری اسکیزوفرنی دخیل باشد.

با استفاده از این تحقیقات، دانشمندان توانسته‌اند نارسایی‌های عملکرد و اتصالات کاربردی مغز را که منجر به اختلال در DISC1 می‌شود، تعریف کنند.

جزئیات این مطالعه در مجله Nature's Translational Psychiatry ارائه شده است.





نادرترین گل جهان در گیلان، گل داد


نادرترین گل جهان در گیلان، گل داد

مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان گفت: سوسن چلچراغ که محل رویش آن در منطقه عمارلو از توابع رودبار است، به مرحله گل‌دهی رسید.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران(ایسنا)، منطقه گیلان، محمدرضا برجی در این رابطه گفت: گل سوسن چلچراغ که رویشگاه آن در منطقه داماش عمارلو از توابع شهرستان رودبار است، اکنون به مرحله گلدهی رسیده است.

وی اضافه کرد: این گیاه نادر و ارزشمند که تنها در 2 منطقه از جهان رویش می‌کند، به لحاظ فراوانی و شادابی امسال در شرایط مناسبی است و می‌تواند به دلیل آب و هوای خوب بهار امسال و حفاظت مناسب از این گل بوده باشد.

برجی ادامه داد: محدوده رویش این گل زیبا و کمیاب به عنوان اثر طبیعی ملی برای اولین بار در سال 1354 در ارتفاعات رودبار شناسایی و با تصویب شورای عالی محیط زیست کشور به ثبت رسید و درحال حاضر توسط یگان حفاظت محیط زیست شهرستان رودبار حراست و نگهداری می‌شود.

مدیرکل حفاظت محیط زیست گیلان گفت: این گل نادر هزاران گردشگر را سالانه به سمت خود می‌کشاند که این امر حفاظت از آن را با دشواری‌هایی روبرو ساخته است، به همین دلیل از همه گردشگران و طبیعت دوستان درخواست می‌شود تا در حراست از این اثر طبیعی ملی کمال همکاری را محیط‌بانان مستقر در محیط‌بانی داماش داشته باشند.

وی تصریح کرد: نمونه این گیاه که نام علمی آن "لیلیوم لدربوری" است، در دنیا تنها در لنکران کشور آذربایجان مشاهده شده است.





 

آيا موي بدن انسان بعد از مرگ نيز رشد مي کند؟


هر يک از موهاي ما داراي سه لايه است. لايه خارجي مو يا«کوتيکول» از سلول هاي پولک مانندي ساخته شده است. لايه مياني مو، «کورتکس» نام دارد و از سلول هايي تشکيل شده است که داراي رنگيزه اند.رنگ مو به نوع اين رنگيزه ها بستگي دارند. اگر ساختن رنگيزه در سلول هاي اين لايه متوقف شود،مو سفيد مي شود. به لايه داخلي مو «مغز مو» مي گويند. در کنار ريشه هر تار مو يک غده چربي و يک ماهيچه وجود دارد.

آيا موي بدن انسان بعد از مرگ نيز رشد مي کند؟

آيا موي بدن انسان بعد از مرگ نيز رشد مي کند؟

 

موي سرما به طور متوسط يک الي 1/5 سانتي متر در ماه بلند شود. مو همواره از ريشه رشد مي کند. هر مو از جوانه اي به نام «فوليکول» يا «پياز مو» به وجود مي آيد. انتهاي فوليکول داراي غده ي کوچکي است که توسط مويرگ هاي خوني تغذيه مي شود. در واقع رشد مو از اينغده آغاز مي شود. مو پس از عبور از ميان فوليکول به سوي سطح پوست مي رود و به اين ترتيب طول مو افزايش پيدا مي کند.

مو ها حتي پس از مرگ نيز رشد مي کنند؛زيرا سلول هاي بدن تا وقتي که تمام مواد غذايي خود را مصرف نکرده اند،به کار خود ادامه مي دهند.به اين ترتيب پس از مرگ، تا زماني که سلول ها کار مي کنند مو نيز رشد مي کنند.سلول ها پس از اتمام مواد غذايي مي ميرند و رشد مو ها نيز متوقف مي شود.





بیگ بنگ: پژوهشگران دانشگاه ساوت‌همپتون پس از چهار سال تحقیق بر روی بیش از ۲ هزار نفر که لحظه مرگ را تجربه کرده اند نشان دادند، که حتی بعد از مرگ بالینی هم، هوشیاری دست‌کم به طور موقت، ادامه پیدا می‌کند.

 

1412641529672_wps_54_Surgeons_performing_opera

محققان در دانشگاه ساوت همپتون پس از چهار سال مطالعه بر روی بیش از ۲۰۶۰ بیماری که دچار ایست قلبی شده بودند به این نتیجه رسیده اند، که اغلب افرادی که تجربه مرگ بالینی را داشته اند پیش از احیا شدن هوشیاری خود را به صورت کامل از دست نمی دهند. در واقع در دقایق ابتدایی پس از مرگ هوشیاری کاملاً از بین نمی رود. دکتر سم پارنیا، پژوهشگری که این تحقیق زیر نظر او انجام شده می گوید: “مرگ در یک لحظه خاص اتفاق نمی افتد، بلکه روندی است که با توقف ضربان قلب آغاز می شود، بعد ریه از کار می افتد و سپس کار مغز متوقف می شود، شرایطی که در پزشکی به آن ایست قلبی می گوییم، که از نقطه نظر زیستی معادل مرگ است.”

سرپرست این تیم تحقیقاتی می گوید: ما به خوبی می دانیم که حیات مغز بعد از متوقف شدن عملکرد قلب دیگر ادامه ندارد. اما یافته ها حاکی از آن است که هوشیاری افراد تا سه دقیقه پس از آنکه قلب از حرکت باز می ایستد از بین نمی رود، در حالی که مغز به سرعت در عرض ۲۰ الی ۳۰ ثانیه پس از قلب از کار می افتد. از میان ۲۰۶۰ نفر ۳۳۰ نفر زنده ماندند و تقریبا چهل درصد آنها، یعنی ۱۴۰ نفر ادعا کرده اند که به آنچه در مدت زمان احیا آنها در حال جریان بوده است آگاهی نسبی داشته اند.

1412641274565_wps_53_A_hand_reaching_towards_g

به طور کلی ۳۹ درصد از افرادی که تجربه مرگ بالینی را داشته اند قادر هستند توصیفی از میزان آگاهی خود در دقایق ابتدایی پس از مرگ ارائه دهند، اما تزریق داروهایی که برای احیا به کار می رود موجب می شود پس از بازگشت آنها همه آنچه را حس کرده اند به یاد نیاورند. با این حال ۲۰ درصد افراد از یک احساس آرامش غریب در زمان مرگ سخن گفته اند و یک سوم احساس کُند یا تند شدن زمان را داشته اند. عده ای نیز از یک نور طلایی مانند درخشش خورشید صحبت می کنند و برخی از یک ترس عجیب و احساس خفگی در آب می گویند.

دکتر پارنیا می‌گوید: “بسیاری از مردم تجربه لحظات نزدیک به مرگ را دارند، اما به علت داروهایی که در زمان احیا تزریق می‌شوند یا آسیب مغزی نمی‌توانند بعدا آنها را به یاد بیاورند. این تحقیق نشان می‌دهد یادآوری تجربه افرادی که لحظاتی از نظر بالینی مرده بودند باید بدون پیش داوری مورد بررسی های بیشتری قرار گیرد.” به گفته دکتر جری نولان، سردبیر نشریه “احیا” که این تحقیق در آن منتشر شده، این پژوهش، دریچه‌ای را به روی تحقیقات وسیع درباره آنچه که در زمان مرگ برای ما اتفاق می‌افتد باز کرده است.

مطالعه بیشتر در:





   
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران