درباره وبلاگ

به وبلاگ من خوش آمدید.این وبلاگ به خاطر بابای مهربونم که عمرشو صرف تعلیم وتربیت دانش آموزان وما کرد تا همه دکتر ومهندس بشویم .روحش همیشه شاد. به خاطر اینکه چون سکته قلبی ناگهانی ما را ترک کرد و ما را تنها گذاشت. من سعی کردم تمام علائم و راهکارهای آن را برای استفاده در دسترس همگان بگذارم به امید روزی که هیچ بابا ومامانی ناگهانی بچه هاشونو ترک نکنند و سایه آنها سالهای سال بالای سربچه هاشون بموند.هر کسی که از مطالب وبلاگ استفاده می کند یک فاتحه هم برای بابام بخوند.ممنون ."بابا خیلی خیلی خیلی دوستت دارم."
آخرین مطالب
پيوندها
نويسندگان
غلام_افرا
علمی / مذهبی /تاریخی
سه‌شنبه 14 بهمن 1393 :: 11:22 ::  نويسنده : gholamafra20       

بيني الكترونيك، تکنولوژی کارآمد
در طول توسعه جوامع، تلاشهایی از سوی انسان برای پی بردن به ماهیت بوها صورت گرفته است. ولی اقدام انقلابی در زمینه گیرندههایی بویایی و سیستمهای مربوط به بوها فقط در سالهای اخیر صورت گرفته است. بويايي يكي از پيچيدهترين و مبهمترين حواس انساني است. عليرغم اينكه احتمال ميرود بويايي يكي از اولين حواسي باشد كه بشر به كارايي آنپي برده است، هيچكس از عملكرد دقيق آن اطلاعي ندارد. یکی از زمینههای قابل پیشرفت، کاربرد فرآوردههای فناوری نانو در سیستمهای امنیتی ساخت ابزارهای فنی گونۀ «بینی الکترونی» است که برای کشف تودههای بسیار کوچک موادی که انتشار آنها ممنوع است در نظر گرفته شده است. در حال حاضر محققان نسخههايالكترونيكي از بيني انسان را ساختهاند كه پزشكان را قادر ميسازد تشخيصهايي كمترتهاجمي را از وضعيت بدن داشتهباشند. این تکنولوژی امروزه به خدمت تکنولوژیهای حفاظتی- امنیتی نیز درآمده و نقش بسیار موثری را در سیستمهای ردیابی مواد منفجره و مواد مخدر ایفا ميکند. در واقع ميتوان ادعا کرد با این تکنولوژی، دیگر دوران سگهای بوکش و ردیاب و دستگاههای دیگر سرآمده است. در این مقاله با چگونگی کارکرد این تکنولوژی بیشتر آشنا ميشویم.

حس بويايي

ریچارد اکسل و لیندا بک در سال 2004 به خاطر نتایج برجسته تحقیقات خود جایزه نوبل در رشته پزشکی را دریافت کردند. آنها حدوداً 900 ژن را کشف کردند که با همین تعداد گیرندههای بویایی که در قسمت بالایی حفره بینی قرار گرفتهاند و شامل حدود پنجاه میلیون سلول ابتدایی گیرنده هستند، در ارتباط ميباشند. سلولهای فعال شده سیگنالها را به گلومولرها و سپس به سلولهای میترال پیاز بویایی منتقل ميکنند. در ادامه سیگنالها وارد قشر مغز ميشوند، جایی که اطلاعات از گیرندههای مختلف در تصویر نهایی متناسب با بوهای مشخص جمع ميشوند. بيني انسان داراي ميليونها گيرندهبويايي از صدها نوع مختلف است. تنوع در گيرندههاي بويايي انسان را قادر ميسازد كه ده هزارنوع بوي مختلف را كه معمولا تركيبي از مود شيميايي فرار هستند، احساس نمايد. هر رايحه ميتواند چندين گيرنده را فعال كند و اين الگوي فعاليت، با ايجادكدي مخصوص، ادراك بويايي خاصي را در مغز ايجاد ميكند. تمامي بوها از مولكولهايشيميايي گوناگوني نشات ميگيرند كه در هوا پراكنده هستند. البته همه موادداراي رايحه نيستند، تنها موادي كه حاوي تركيبات شيميايي سبك و فرار که اصطلاحا مواد آروماتیک نامیده ميشوند، باشند از خودبو ساطع ميكنند. بسته به اينكه چه مواد شيميايي و در چه كميتي حاضر است،مجموعههاي مختلفي از نورونهاي گيرنده بويايي فعال ميشوند. مغزميتواند الگوهاي مختلف را رمز گشايي كرده و معاني متعددي را براي آنها در نظربگيرد. پیچیدگی بیوشیمیایی این ارگان شبیهسازی از آن را بسیار دشوار ساخته است. در واقع گيرندههاي بويايي كه با مولكولهاي بوتركيب ميشوند، پروتئينهاي غشايي هستند كه در سطح سلول گسترده شدهاند. از آنجا كهغشاي سلول از مولكولهاي چربي دولايه پوشيده شده است، پروتئينهاي گيرنده بسيار آبگريز هستند. هنگامي كه چنين پروتئينهايي از سلول جدا شده و در محلولهاي حاوي آب قرار گيرند، در كنارهم جمع شده و ساختار خود را از دست ميدهند. به اين ترتيب، جداكردن پروتئينها در مقادير زياد براي انجام مطالعات، بسيار مشكل خواهد بود. دانشمندان سالها وقت براي يافتن راهي براي جداسازي و تلخيص پروتئينها صرف كردهاند. اين امر بايد به وسيله محلولهاي شوينده آب گريز انجام شود تا بتوان ساختار و عملكرد پروتئينها را حفظ كرد.

گامهايي به سوي بويايي مصنوعي

يكي از راههاي رديابي مواد شيميايي در هوا، استفاده از دستگاههاي آزمايشگاهي بزرگ مانند كروماتوگراف گازي و اسپكترومتر است. اين ابزارها ميتوانند وجود كمترين مقادير مواد شيميايي فرار رادر نمونههاي هوا شناسايي كنند. اما دستگاههاي مذكور موادي راكه بابويايي ارتباطي ندارند نيز شناسايي ميكنند. بنابراين تعيين اينكهكدام بخش از خروجي آنها مطابق با بويايي است، بر پيچيدگي چنين سيستمهايي ميافزايد. به علاوه اين دستگاهها چندان قابل حمل نيستند. اما روشهاي مستقيمتر و كم حجمتري براي بازسازي مصنوعي حسبويايي در دست ايجاد هستند. از آنجایی که بینی الکترونیک مولتی حسگر شناسایی اجزا یا عناصر مخلوطهای گازی نامیده ميشود. دستگاههای مرتبط با آن بر اساس اصول فیزیکی گوناگون کار ميکنند، که اغلب آنالیزورهای دستی تحرک یونها، کروماتوگرافهای گازی دستی ميباشند. برخلاف سیستمهای حسگر قدیمي که مستلزم عناصر حساس با انتخاب بالا هستند، «بینی الکترونی» از مجموعه حسگرهای انتخاب پایین استفاده ميکند. امکان تحقق سیستمهای متکی به ابزارهای معاصر پیشرفته حسابگر و روشهای پرداخت اطلاعات چند پارامتری است. نانوفناوری امکان گسترش مجموعه مواد استفاده شده برای ساخت حسگرها و بدست آوردن مشخصههای رکورددار را ميدهد. از جمله آنها مواد نانو کمپوزیت محتوی نانو ذرات فلزات، اکسید فلزات، پلمیرها هستند. مواد نانو کامپوزیت اساس انواع جدید حسگرهای شیمیایی با حساسیت و انتخاب بالا، واکنشدهی آدسورپسیون (جذب سطحی) برگشتپذیر سریع و قابل استفاده (کار) در دمای اتاق، هستند.

 


مجموعه مواد نانو کمپوزیت با ترکیبهای شیمیایی متفاوت، یکی از سیستمهای قابل پیشرفت در زمینه است «بینی الکترونی» ميباشند.
سنسور اندازه گيري از جنس كريستال كوارتز (qcm)،سنسوري بسيار كوچك است كه ميتواند يك نوع ماده شيميايي فرار را شناسايي كند. اين سنسور شامل يك كريستال كوارتز است كه در فركانسي خاص شروع به نوسان ميكند. كريستال توسط لايهاي مخصوص پوشش داده شده است كه فقط مولكولهايي با شكل وسايز خاص را جذب ميكند. در صورت جذب مولكولها، تغيير جرم اندكي در كريستال ايجادميشود كه فركانس نوسان كريستال را تغيير ميدهد. مدار سادهاي اين تغييرات سيگنالي را كه به وسيله ماده شيميايي مجهول ايجاد شده است، تشخيص ميدهد. با دراختيار داشتن آرايهاي از سنسورهاي كريستال كوارتز، كه هركدام به لايهاي مخصوص براي پاسخ به مادهاي خاص پوشانده شدهاند، ميتوان محدودۀ وسيعي ازرايحههاي مختلف را رديابي كرد.
نوع مشابه ديگري از اين ايده، سنسورهاي پايهاي هستند. اين سنسورها از 8 پايه تشكيل شدهاند كه هر كدام ملكولهاي رايحه به خصوصي را به خود جذب ميكند و در اثر آن اندكي خم ميشود. الگوي خم شدن اين 8 پايه معرف نوع رايحه است.
ايده كاملاً متفاوت ديگر، استفاده از رنگهاي حساس به تبخير است. اين رنگها به نام متالوپورفيرين شناخته ميشوند و در مجاورت مواد شيميايي به خصوصي تغيير رنگ ميدهند. با بررسي وضعيتهاي اوليه و ثانويه در آرايهاي از اين رنگها، كامپيوتر ميتواند رايحههارا به اصطلاح «ببیند». رمزگشايي از يك آرايه سنسوري (از هر يك از سه نوع ذكر شده در بالا) كاري پيچيده و در عين حال جالب است. چراكه موادي كه از نظر شيميايي بسيارمشابه هستند ممكن است رايحههاي بسيار متفاوتي داشته باشند. به عكس، رايحههاي نزديك به هم ممكن است در سطوح مولكولي بسيار متفاوت باشند. بدين منظور، محققان معمولا از شبكههاي عصبي براي آناليز دادهها استفاده ميكنند. شبكههاي عصبي نرمافزارهايي هستند كه ميتوان آنها را با الگوهاي مختلف تحت آموزش قرار داد. بهاين ترتيب، در مواجهه با يك الگوي جديد، نرم افزار ميتواند بر اساس شباهتهاي موجود با الگوهاي شناخته شده، تصميمگيري لازم را اتخاذكند.


كاربردهاي بويايي مصنوعي

بيشترين كاربرد بيني مصنوعي در مواردي است كه بيني انسان محدوديتهايي را پيش رو دارد. مثلا بوی مواد منفجره برای انسان قابل تشخیص نیست و مواد آروماتیک ترکیبات آمفتامین و مواد مخدر نیز در حد تشخیص سیستم بویایی انسان نیست. از سوی دیگر استفاده از سگهای بوکش و سایر سیستمهای تشخیص مواد با محدویتهای خاصی در اجرا روبروست. مکانهای غیر قابل دسترسی، آلودگی به سایر آروماتیکها و بوهای انحرافی از این محدودیتهاست. از سوی دیگر سیستم بینی الکترونیکی دارای سنسوری است که در حالت عادی اندازۀ بزرگی دارد و گران قیمت است اما ميتوان آن را به صورت یک چیپ طراحی کرد که در این صورت اندازه و قیمت سنسور تا حدی پایین خواهد آمد. در این صورت تکنولوژی بینی الکترونیک ممكن است تا حدي پيشرفت كنند كه حتی از طريق بو كردن نمونههايخوني، بيماريهاي مختلف را تشخيص دهد. يكي از كاربرهاي مهم سيستمهاي بويايي مصنوعي، شناسايي زودهنگام باكتريها و قارچها در هواي تنفسيبيماران در بخشهاي مراقبت ويژه است که معمولا به سبب تشخيص دير هنگام اينعوامل بيماريزا، ريسك ايجاد عفونتهاي تنفسي در اين گروه ازبيماران به رغم استفاده از رنج وسيعي از آنتي باديهاي پيشگيريكننده، بالا است. براي حل اين مشكلات، به يك سيستم بلادرنگ براي تشخيص و دستهبندي باكتريها و قارچها نيازاست. چنين سيستمي ميتواند متابوليسم گازي اين عوامل را در هوارديابي كند. تشخيص زودهنگام ميكروبها، درمان هدفمند را با استفاده از آنتي باديها امكانپذير ميكند. به اين ترتيب، مدت زمان بستري در بخش مراقبتهاي ويژه و هزينههاي مربوطه كاهش خواهد يافت.

Atash
11-23-2012, 17:45
بيني الكترونيكي

بينيهاي الكترونيكي از سه جزء اصلي تشكيل شدهاند: سيستم دريافت نمونه، سيستم رديابي، و سيستم پردازش. ساخت دستگاهي كه بتواند عملكرد مشابه بيني داشته باشدبا دو مسئله عمده روبرو است: رديابي تك تك اجزاي شيميايي و تشخيص اين كه تركيب خاصي از اجزاي داده شده در يك نسبت معين چه رايحهاي را تداعي ميكند. سيستم دريافت نمونه ميتواند تركيبات فرار يك ماده را دريافت کند و آنها را براي آناليزهاي جزئيتر در اختيار سيستم رديابي قرار دهد. سيستمرديابي، شامل مجموعهاي از سنسورها است كهبخش واكنشپذير دستگاه هستند. اين سنسورها در تماس باتركيبات فرار، واكنش شيميايي ايجاد ميكنند كه به تغييردر خواص الكتريكي ميانجامد. سيستم پردازش، پاسخهاي دريافتي از تماميسنسورها را با يكديگر تركيب كرده و داده ورودي را ايجاد ميكند. اين داده پس از طيمراحل آناليز مقايسهاي، نتايج قابل تفسيري را توليد ميكند.

نحوه عملكرد بيني الكترونيكي

هنگامي كه بيني الكترونيكي رايحهاي را بوميكشد، تغييراتي در وضعيت سنسور ايجاد ميشود كه در اثر آن، مقاومت الكتريكي سنسور تغيير مي كند. تغييرات مقاومت الكتريكي براي آناليزهاي دقيقتر به يكالگوريتم شناسايي الگو فرستاده ميشود. از آنجا كه هر يك از سنسورهاي واقع در يكآرايه واكنشي مخصوص به خود دارد، سنسور نوعي «اثر انگشت شيميايي» براي هر بو ايجادميكند. الگوريتمهاي شناسايي الگو از اين اطلاعات براي انجام عملياتشناسايي و دستهبندي استفاده ميكنند. تكنيكهاي شناسايي الگو (PARCs) اطلاعات دريافت شده از سنسور را آناليز كرده و تغييرات مقاومتي آرايه را به مجموعههاي پرقدرتي از اطلاعات تبديل ميكنند كه قابل استفاده در رديابي مواد سمي، تشخيص بيماريها،كنترل كيفيت مواد غذايي و ارزيابيهاي زيست محيطي هستند. باانتخاب روش صحيح آناليز الگو، بينيهاي الكترونيكي ميتوانند براي شناساييتركيبات رايحههاي گوناگون، انجام آناليزهاي ادراكي اوليه و حتي دستهبندي رايحههاي ناشناخته به كار آيند.
الگوريتمهاي متعددي براي حل مشكلات بيني الكترونيكي به كارميروند. از آن جمله ميتوان به تكنيكهاي آناليز آماري نظير آناليز اجزاي اصلي (PSA) و آناليزهاي غير پارامتري و شبكههاي عصبي اشاره كرد. اكثر الگوريتمها بايد يك فاز يادگيري را پشت سر بگذارند. در اين فاز، نمونههايي با گروهها و دسته بنديهاي معلوم براي آموزش الگوريتم به كار ميروند. نوع الگوريتم تعيين كننده سطح نظارت انسان و ميزان اطلاعات لازم براي انجام اين آموزش است. هنگامي كه الگوريتمتحت آموزش قرار گرفت، قادر خواهد بود كه رايحهاي نامعلوم را به عنوان يك عضو ياتركيبي از اعضاي دسته بنديهايي كه با آنها تحت آموزش بوده است، شناسايي كند. يك الگوريتم مناسب بايد صحيح و سريع بوده، يادگيري آن ساده باشد و حافظه چنداني رااشغال نكند. به سبب اين ويژگيهاي پيچيده، الگوريتم ايدهآلي براي آناليزهاي بويايي وجود ندارد. هيچكدام از آناليزهاي باليني و مدلهاي برگرفته از خواص بيولوژيك نميتوانند تمامي نيازها را مرتفع كنند.
آناليزهاي آماري معمولا سريعبوده و به فاز آموزشي نياز ندارند. نتايج حاصل از آنها در ارتباط تنگاتنگ بادادههاي ورودي بوده و به طبيعت مواد شيميايي مورد آزمايش واكنش نشان ميدهند. بهاين ترتيب، اين نوع آناليزها از خطرات ناشي از آموزش مبري هستند. با اين وجود،دادههاي دريافتي از سنسور در اكثر موارد خطي فرض ميشود. ولي با اينكه دادهها دراكثر موارد رفتاري خطي دارند، درغلظتهاي بالا برخلاف پيش بينيها عمل كرده و سبب ايجاد خطا در الگوريتمهاي خطي ميشوند.
روش ديگر دسته بندي دادهها، استفاده از شبكههاي است كه بر اساسسيستمهاي بيولوژيك طراحي شدهاند. برخلاف آناليزهاي آماري، شبكههاي عصبي نيازي بهخطي بودن و يا تبعيت از يك مدل رياضي به خصوص ندارند. شبكههاي عصبي ميتوانند براي آناليزهاي فازي نيز استفاده شوند. در تحليلهاي فازي، رايحهها به دستهبنديهايمبهمي تقسيم ميشوند كه حواس بويايي انسان را تقليد ميكنند. آناليز فازي نتايجي رابه دست ميدهد كه از طريق تكنيكهاي آماري، شامل ارزيابي كيفيترايحهها، چندان سهل الوصول نيست. اما شبكههاي عصبي نيز عاري از خطا نيستند. اين شبكهها بايد براي ايجاد گروههاي دسته بندي، برنامهريزي شوند. اين امر بدين معناست كه شبكههاي عصبي، الگوريتمهايي هستند كه بايد تحت آموزش قرار گيرند و آموزش آنها براي شناسايي رايحههاي جديد كار دشواري است. همچنين ممكن است با استفاده از نمونههاي آموزشي بسيار زياد، شبكههاي عصبي تحت آموزش بيش از حد قرار بگيرند كه به از بين رفتن كارآيي سيستم منجر خواهدشد.

كاربردها

دامنههاي كاربرد اين نوع سنسور بيشتر در كنترل كيفيت و شناسايي يا تشخيص گازها و محلولهاي فرار در محيطهاي مختلف است. از آنجا كه اين سنسورها علاوه بر محيطهاي گازي، درمحيطهاي حاوي مايعات نيز قابل استفاده هستند، كاربردهاي متنوعي در بيوشيمي و تشخيص پزشكي دارند. برخي از اين كاربردهاي ديگر سنسورهاي پايهاي عبارتند از: حس كردنگازها، كاربرد در صنعت خودروسازي،كنترل كيفيت (غذا، مواد شيميايي،هوا)، صنعت توليدعطر، كاربردهاي پزشكي، تحقيقات مرتبط با پزشكي قانوني، جستجوي مولكولهاي آلوده در فضاهاي محبوس نظيرسفينههاي فضايي (علت اصلي توجه NASA به مبحث بويايي مصنوعي)

مزايا

در تكنولوژي سنسورهاي پايهاي،به تجهيزات حجيم و گران قيمت نيازي نيست. اين سيستمهاميتوانند جايگزين بسياري از سيستمهاي گران قيمتي شوند كه در حال حاضر براي رديابي تعداد محدودي از مواد (از طريق حس بويايي) به كار ميروند.

منابع
1. Christina Brandt, Cornell University, "The Identification of Chemicals using Clustering and Extrapolation from an External Database for Electronic Nose Sensors"
2. "Nanomechanical Olfactory Sensors", accessed on Page Moved
3. "MIT Paves Way To Artificial Nose", accessed on Science Daily: News & Articles in Science, Health, Environment & Technology
4. "Electronic Nose", accessed on Wikipedia.org
5. | ماهنامه مهندسی پزشکی


   
 
   
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران